تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ماراباعنوان منجی موعود وبه آدرسmonjimood.loxblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 2
بازدید هفته : 157
بازدید ماه : 124
بازدید کل : 109504
تعداد مطالب : 1360
تعداد نظرات : 19
تعداد آنلاین : 1
چکیده:
خداوند متعال برای هدایت بشر و رسیدن به سعادت، دین و رسولان را قرار داد و آخرین برنامه الاهی در اینباره دین اسلام است. امّا بدون تردید زندگی بشر در حال تحول است و هر لحظه احتیاجات او افزوده میشود. اهل سنت برای رفع این احتیاج در عرصههای مختلف، نظریه خلافت، اصلاحگران و مجددان را مطرح ساخته و شیعه، نظریه امامت را مطرح نموده است. وجه مشترک این دو دیدگاه، حضرت مهدی علیهالسلام است که بانگاه شیعه آخرین امام و از دیدگاه اهل سنت آخرین احیاگر و مجدد اسلام است.
در این رابطه قبل از حکومت و ظهور حضرت مهدی در روایات اسلامی نشانههایی مانند رجال، سفیانی و... ذکر شده که از موارد اتفاقی و اجماعی بین فریقین است.
خداوند متعال به منظور هدایت بشر و تبیین صراط مستقیم و نجات وی از سردرگمیها و رنجهای زندگی، دین را مطابق با نیاز هر زمان، تشریع فرموده و آن را در قالب کتابی وحیانی بر پیامبر فرو فرستاده تا مردم را به سوی فرامین آن فراخواند و آنان را به راه سعادت و خوشبختی سوق دهد؛ دین اسلام برگزیدهترین، جدیدترین و آخرین برنامه الاهی برای هدایت بشر است. چنانکه خداوند میفرماید: «ان الدین عنداللّه الاسلام».
دین اسلام به عنوان یک برنامه کلی زندگی برای انسان متمدن مطرح است و در تمام زمینههای اعتقادی، عبادی، اخلاقی، فردی و اجتماعی بحث میکند و با حقیقت ذاتی و حیات و طراوت خویش تا ابد باقی است و هرگز آثار و غبار کهنگی بر آن نمینشیند.
بیتردید زندگی بشر در حال تحول و دگرگونی است و هر لحظه بر احتیاجات بشر و متقابلاً به عرصه پاسخگویی دین افزوده میشود. برای رفع این مسأله در ادوار مختلف، مجددان و مصلحان در راستای تجدید و احیای دین، گامهای بسیار مؤثری برداشتهاند.
در هر حال، احیاگری سابقه درخشانی در تاریخ اسلام دارد، که در روایات شیعه و سنی در مورد آن بحث شده است. شیعه خلأ پس از ختم نبوت را با بحث امامت دوازده امام و غیبت امام دوازدهم، حضرت مهدی(عج) تا روز قیامت قابل حل میداند. اما از دیدگاه اهلسنت این خلأ با ظهور مجددان و مصلحان دینی در هر عصر و قرنی، مطابق با پیشگویی و بشارت پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم تا قیام قیامت ادامه خواهد یافت و نهایتا این حرکت احیاگری و تجدید دین با ظهور حضرت مهدی و نزول حضرت عیسی علیهالسلام از آسمان در سطح جهانی و فراگیر شکل خواهد گرفت.
اعتقاد به ظهور حضرت مهدی از باورهای مهم اهل سنت و از علائم کبرای قیامت به حساب میآید؛ تا آنجا که برخی از محدثان و محققان اهل سنت روایاتی را که پیرامون ظهور حضرت مهدی نقل شده است در حد تواتر معنوی میدانند و منکر مطلق آن را فاسق میخوانند.
اهل سنت و شیعه درباره بشارتهای پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم راجع به ظهور حضرت مهدی و مأموریت جهانی و شخصیت معنوی و نشانههای ظهور و ویژگیهای انقلاب ایشان تا حد زیادی اتفاق نظر دارند؛ امّا تفاوت اساسی در آن است که شیعیان معتقدند حضرت مهدی امام دوازدهم و فرزند محمدبن حسن عسکری است که در سال 255 هجری متولد شده و هماکنون زنده و غایب است در حالی که اهل سنت معتقدند کسی با نام و لقب مهدی هنوز متولد نشده و غایب نیست؛ بلکه چنین فردی با نام محمدبن عبداللّه و ملقب به «المهدی»، از خاندان رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم در قرب قیامت به منظور احیا و تجدید دین اسلام ظهور خواهد کرد.
عدهای از نویسندگان و روشنفکران معاصر اهل سنت نیز درباره اعتقاد به ظهور مهدی موعود با شک و تردید نگریستهاند؛ از جمله دکتر احمد امین، محمد غزالی مصری، ابوالاعلی مودودی و شیخ عبدالله محمود که یا ظهور فردی را با نام مهدی به کلی نفی کردهاند و آن را اعتقادی خرافی و نشأتگرفته از اعتقادات اهل تشیع میدانند و یا ظهور چنین فردی را با ویژگیها و علایم خاص انکار نمودهاند.
در پاسخ این اظهارات، علما و محققان اهل سنتِ جهان اسلام واکنش نشان دادهاند؛ از آن جمله شیخ عبدالعزیز بن باز (مفتی اعظم سابق عربستان سعودی) شیخ محمد صالح عثیمین،استاد عبدالمحسن عباد، استاد دانشگاه اسلامی مدینه منوره، شیخ محمدعلی صابونی، شیخ محمد خضر حسین، علامه محمد سابق از اساتید دانشگاه الازهر و محدث معاصر شیخ ناصرالدین البانی، مولانا بدر عالم میرتهی و مولانا محمدزکریا کاندهلوی از علمای برجسته هندوستانکه هر یک با نشر کتاب، مقاله، صدور فتوا و ایراد سخنرانی به رد صریح این رویکرد پرداختهاند و ایرادات آنان را پاسخ گفتهاند.
قبل از ظهور حضرت مهدی موعود، حوادث و وقایعی اتفاق خواهد افتاد که در احادیث پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم و روایات اسلامی از آنها به عنوان علایم و نشانههای صغرای قیامت یاد شده است. این علایم در حکومت، جامعه و اخلاق مردم به شیوههای متفاوت و در حد وسیعی گسترش مییابند و جهان را با هرج و مرج و افسار گسیختگی روبرو خواهند کرد. حضرت محمد صلیاللهعلیهوآلهوسلم ، نشانههای بسیاری را پیشگویی فرمودهاند که در زمان حاضر بخش بزرگی از آنها آشکار شدهاند.
نام ایشان محمد و نام پدرشان عبداللّه است؛ چنان که رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمودند: «اسمه اسمی و اسم ابیه ابی». کنیه ایشان «المهدی» است.
بنابر اعتقادات اهل سنت و جماعت حضرت مهدی متولد نشده و در قرب قیامت از خاندان پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم و از ذریه حضرت فاطمه علیهاالسلام به دنیا خواهد آمد. روایت است که رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمودند: «المهدی من عترتی من ولد فاطمة»؛ (مهدی از خاندان من و از فرزندان فاطمه است».
قبل از ظهور حضرت مهدی جنگهای شدیدی میان مسلمانان و رومیها (غربیها) آغاز میگردد؛ رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمودند: «شما بالأخره با رومیها بر صلح با امنیت توافق خواهید نمود، و آنان همراه با شما با سایر دشمنانتان خواهند جنگید. در این جنگ شما و متحدانتان پیروز میشوید و به غنایم انبوهی دست خواهید یافت و سالم و سلامت خواهید بود.»
این جنگ احتمالاً جنگ جهانِ کفر به سرکردگی «ناتو» با جهان اسلام میباشد، و یا جنگ جهانی سوّم است که مطابق با پیشگویی پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم در آینده اتفاق خواهد افتاد. هماکنون نیز دنیای غرب به سرکردگی آمریکا در حال دشمنتراشی و تبدیل کردن دنیای اسلام به یک دشمن مشترک برای غرب است. پس از فروپاشی اتحاد شوروی و انحلال پیمان نظامی «ورشو» آمریکا به منظور حفظ منافع خویش فعالیت سازمانیافتهای را آغاز کرد تا تداوم و گسترش پیمان آتلانتیک شمالی «ناتو» قویتر شود و در مقابل دشمن فرضی کاملاً آمادگی نشان دهد؛ اما پس از حوادث 11 سپتامبر از طرف سیاستمداران و روشنفکران غرب، دین اسلام به عنوان مهمترین دشمن جهان غرب و مسیحیت مطرح شد و مقابله همه جانبه و مشترکی علیه مسلمانان به صورت یک استراتژی مدوّن و سازمانیافته در حال پیشروی و اجراست. بیتردید این استراتژی درازمدت خواهد بود و شاید زمانی فرا رسد که روند این جریانات به مقابله نظامی غرب با جهان اسلام منجر شود. و دقیقا همان موردی باشد که در حدیث پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم پیشگویی شده است.
جنبش سفیانی و هجوم لشکریان وی به ممالک اسلامی که به حمایت غربیها و یهود صورت میگیرد، از اتفاقات مهمی است که قبل از ظهور حضرت مهدی صورت میگیرد. وی از حاکمان خودفروخته و غربزده است که با شورش یا کودتا به سرعت بر سرزمین شام (سوریه، اردن و فلسطین) استیلا مییابد و آن را یکپارچه تحت فرمان خود درمیآورد. سفیانی از بدترین فرمانروایان خواهد بود، وی کسانی را که از فرمان او سر باز میزنند خواهد کشت و دست به قتل عام مردم و جنایات هولناکی میزند تا آنجا که شکم زنان را پاره میکند.
خروج دجال مسیح از نشانههای بزرگ قیامت است؛ رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم در «حجةالوداع» فرمودند: «خداوند هر پیامبری را که فرستاده به او گوشزد کرده تا امتش را از فتنه دجّال بترساند. او در میان شما خروج خواهد کرد، جنبههای مرموز و مخفی او بر شما پنهان نمیماند، زیرا خدایتان بیناست. اما دجال، چشم راستش کور است، بر چهرهاش (ک، ف، ر) نوشته شده است.»
رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمودند: «آبادانی و فتح بیتالمقدس پس از ویرانی مدینه خواهد بود و ویرانی مدینه، مقدمه جنگ و آشوبی است که پس از آن قسطنطنیه فتح خواهد شد و این فتح، مقدمه ظهور دجال میباشد».
«دجال همراه با هواداران یهودیش به طرف سرزمین شام حرکت میکند و مسلمانان را کاملاً در تنگنا قرار میدهد. در این هنگام حضرت عیسیبن مریم علیهالسلام از آسمان نازل میشود، محل فرود آمدن حضرت عیسی علیهالسلام در کنار منارهای در محل دروازه شرقی دمشق و طبق برخی روایات در مقابل دروازه «لُدّ» در فلسطین خواهد بود. در نخستین اقدام حضرت عیسی علیهالسلام دجال را به قتل میرساند. وقتی که دجال کشته میشود، یهودیان و همدستان او که تعدادشان به هفتاد هزار نفر میرسد، شکست میخورند و متواری میشوند، اما خداوند رازشان را افشا مینماید به طوری که به امر خداوند عزوجل هر سنگی به سخن میآید و میگوید: ای بنده خدا! ای مسلمان! اینجا یک نفر یهودی است بیا و او را بکش».
از آن پس حضرت عیسی علیهالسلام پیشوا و حاکم حکومت جهانی میشود و حضرت مهدی به عنوان معاون و یاور او خواهد بود.
حضرت عیسی علیهالسلام پس از پایان مأموریتش تا چهل سال میماند و پس از آن وفات مینماید، مسلمانان بر او نماز خوانده و به خاکش میسپارند. روایات درباره حکومت حضرت مهدی متفاوتاند حداقل هفت سال و حداکثر چهل سال ایشان حکومت میکنند و پس از آن وفات خواهند نمود.
پس از مراحل شکوفایی حکومت الاهی، جهالت و بیدینی به سرعت جهان را فرا میگیرد و نشانههای بزرگ دیگر قیامت از جمله طلوع خورشید از مغرب، خروج دابةالارض و یأجوج و مأجوج پدید میآیند.
مؤلف محترم پس از ذکر نزول حضرت عیسی علیهالسلام معتقد است که ایشان پیشوا و حاکم حکومت جهانی میشود و حضرت مهدی علیهالسلام به عنوان معاون و یاور او خواهد بود. در حالی که این مطلب با احادیث فریقین تناقض دارد. صحیح بخاری از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم نقل میکند که حضرت فرمود:1«چگونهاید زمانی که فرزند مریم فرود آید، در حالی که بر شما فردی از خودتان امام است.»
در روایات شیعه نیز آمده است:2«روحالله عیسیبن مریم فرود میآید و پشت سر [امام مهدی علیهالسلام ] نماز خواهد کرد.»
اعتقاد مؤلف مبنی بر رواج ظلم پس از دولت امام مهدی علیهالسلام و فراگیر شدن جهالت و بیدینی، سنجیده نیست. دستاوردهای حکومت الهیِ مهدوی تا پایان عمر دنیا همچنان باقی است. و هیچ روایتی از فریقین دلالت بر گسترش بیبندوباری پس از حکومت امام مهدی علیهالسلام وجود ندارد و تا برپایی قیامت جهان پر از عدل باقی میماند. ابوسعید خدری از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم روایت کرده حضرت فرمود: «لا تقوم الساعة حتی تمتلئ الارض ظلما و عدوانا. قال: ثم یخرج رجل من عترتی یملأها قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و عدوانا»3؛ قیامت برپا نمیشود تا اینکه زمین پر از ظلم و ستم گردد سپس فرمود: آنگاه شخصی از عترتم خروج میکند، زمین را از عدل پر خواهد کرد، همانگونه که از ظلم و ستم پر شده باشد.» پس واضح است این روایت عدالت را تا برپایی قیامت مستمر بیان میفرماید.
نویسنده این مقاله، براساس برخی روایاتی که مدت حکومت امام مهدی علیهالسلام را بیان نموده است معتقد شده که حداقل این حکومت الاهی هفت سال وحداکثر آن چهل سال است. در حالی که براساس مقتضای قاعده عمومی مدت حکومت ایشان باید وسیع و طولانی باشد تا اهداف عالی خلقت بشر تحقق کامل یابد. ضمن آنکه در منابع شیعه روایتی از امام محمدباقر علیهالسلام است که حضرت فرمود: «همانا قائم سیصد و نه سال حکومت خواهد نمود همانگونه که اهل کهف در غارشان درنگ کردند.»4
استفاده از احادیث صد در صد جعلی مانند حدیث «اسم ابیه اسم ابی»5از سوی نویسنده و اشاره نکردن به پاسخهایی که حتی اهل سنت به آن دادهاند از شأن یک محقق به دور است. این روایت از مجعولات و موضوعات عباسیان است؛ زیرا منصور عباسی که عبدالله نام داشت، فرزندش محمد را به عنوان خلیفه و جانشین خود تعیین نمود و لقبش را مهدی گذاشت تا مردم به گمان اینکه او مهدی منتظر و موعود است با او بیعت کنند، و از آنجایی که اسم خودش عبدالله بود، دستور داد تا این حدیث را جعل کنند تا اسم پدر مهدی را عبدالله معرفی کنند.
ضمن آنکه این روایت در دیگر مجامع روایی اهل سنت آمده، ولی این واژگان و کلمات «اسم ابیه اسم ابی» نیامده است مانند: سنن ترمذی ج 4، ص 505 ح 2230؛ مسند احمد، ج 1، ص 376، 430، 448؛ المستدرک علی الصححیین، حاکم نیشابوری، ج 4، ص 442.
ذکر نام «ابوالاعلی مودودی» در ردیف نام اشخاصی که از شکاکین عرصه مهدویت به شمار میآیند، صحیح به نظر نمیرسد؛ زیرا نظرات ایشان از سوی دانشمند بزرگ اهل سنت، شیخ عبدالمحسن العباد، تحلیل و توجیه و تفسیر شده است. ایشان مینویسد:
«پرواضح است که «شیخ ابوالاعلی مودودی» قائل به ساختگیبودن آنها نیست، بلکه میگوید: این روایات آنچنان قوی نیست که با سنجش و نقد روایات طبق مقیاس بخاری و مسلم ثابت شود، ولی مجموع روایات وجه اشتراک جملگی آنها را ثابت مینماید و آن اینکه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم خبر دادهاند که رهبری ظاهر میشود که در آخرالزمان طبق سنت عمل میکند. سپس رسالهای از شیخ ابوالاعلی مودودی تحت عنوان: «موجز تجدید الدین و احیاء» به دستم رسید که در آن صریحا از مهدی نام میبرد که «در آینده این را تجدید حیات میبخشد» و نام وی را بر تجدیدگران گذشته مقدم میدارد.»6
ضمنا در قضیه تولد امام مهدی علیهالسلام برخی از اهل سنت با شیعه همفکر و همنظر هستند؛ در حالی که در این نوشتار به طور مطلق آمده و هیچ اشارهای به این مطلب نشده است. دانشمندان بزرگی مانند ابناثیر7 ابن خلکان8 ذهبی در سه کتاب از آثارش9 ابن حجر هیثمی10زرکلی11 این مسأله را بیان کردهاند. البته تعداد قابل توجهی از علمای حدیث، تاریخ، فقه، انساب، حکمت و عرفان معتقد به ولادت منجی آخرالزمان بودهاند.12
یکی از آسیبهای جدی اندیشه مهدویت تطبیق علائم و نشانههای ظهور به رخدادها و اتفاقات است که در این نوشتار، چندین مورد وجود دارد مانند: احتمال جنگ جهانی کفر به سرکردگی «ناتو» با جهان اسلام و استراتژی غرب با دنیای اسلام که درباره آن نوشته شده است: «دقیقا همان موردی که در حدیث پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم پیشگویی شده است».
در کتاب اندیشه مهدویت و آسیبها13 پیامدهایی برای اینگونه نوشتهها آمده است که مهمترین آن عبارت است از: نومیدی و یأس در اثر عدم اتفاق ظهور و باعث بیاعتقادی افراد نسبت به اصل ظهور میگردد.
نویسنده:محمدرضا فؤادیان
آدرس مقاله در پایگاه مجلات تخصصی نور: مجله بازتاب اندیشه » تیر 1386 - شماره 87 (از صفحه 63 تا 69)
نظرات شما عزیزان:
![]() |